پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۱

بر دیده کشم سرمه ز خاک کف پایی

شاید که دهد اشک مرا رنگ حنایی

می در قدح و باد صبا بر سر لطف است

دارد چمن امروز عجب آب و هوایی

دولت طلبی، دامن دل را مده از دست

شاید که برون آید ازین بیضه همایی

نالیدن بلبل ز نو آموزی عشق است

هرگز نشنیدیم ز پروانه صدایی

کرده ست بهار عجبی خار بیابان

از دشت گذشته ست مگر آبله پایی

داده ست غمت، رخصت شبگیر به آهم

شاید رسد این قاصد بی درد به جایی

خود را برسانید به یاران سبک پی

می آید ازین قافله آواز درایی

گلشن به نسیمی شکند عهد هزاران

در کشور خوبان نبود رسم وفایی

دور از گل رویت نفسی نیست حزین را

مانده ست به جا، بلبل بی برگ و نوایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۳اگر از دیده ابنای زمان مستوری
  2. شمارهٔ ۸۴۴کمند جذبه اش نگذاشت مجنونی به صحرایی
  3. شمارهٔ ۸۴۵ز کاوش مژه ى شوخ آتشین خویی
  4. شمارهٔ ۸۴۶مرا دور از تو، گل در پیرهن خار است پنداری
  5. شمارهٔ ۸۴۷دل آشفته و دیده خونبار داری
  6. شمارهٔ ۸۴۸منت نکشد همّتم از دست دعایی
  7. شمارهٔ ۸۴۹نگذاشت نی به هوشم، از نالهٔ رسایی
  8. شمارهٔ ۸۵۰تو گر ابر نقاب از روی آتشناک برداری
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.