پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۳

اگر از دیده ابنای زمان مستوری

خوش بیاسای که از جمله بلاها دوری

در شبستان فنا شمع تجلیت کجاست؟

تو هم ای بی سر و پا، موسی جان را طوری

نشکنی تا بُت هستی، ظفری نیست تو را

گر برآیی به سر دار فنا منصوری

چون سلیمان اگر امّید سلامت داری

پای آهسته نه اینجا که نرنجد موری

یکروش نیست جهان گذران ای غافل

خاک ره گردی، اگر تاج سر فغفوری

دم گرمم به تو افسرده درون در نگرفت

زاهد از حق مگذر، سردتر از کافوری

نتوان بی می و مطرب ز جهان کام گرفت

خویش در میکده انداز اگر مخموری

خرقه زهد به مسجد نه و مستانه برآ

در پس پرده پندار چرا مستوری؟

دم عیساست نوای دم جان بخش حزین

خوش طبیبی ست درین کوچه، اگر رنجوری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۵ز کاوش مژه ى شوخ آتشین خویی
  2. شمارهٔ ۸۴۶مرا دور از تو، گل در پیرهن خار است پنداری
  3. شمارهٔ ۸۴۷دل آشفته و دیده خونبار داری
  4. شمارهٔ ۸۴۸منت نکشد همّتم از دست دعایی
  5. شمارهٔ ۸۴۹نگذاشت نی به هوشم، از نالهٔ رسایی
  6. شمارهٔ ۸۵۰تو گر ابر نقاب از روی آتشناک برداری
  7. شمارهٔ ۸۵۱چرا ازشام زلف آن صبح تابان بر نمی آری؟
  8. شمارهٔ ۸۵۲به حسرت گفت با صیاد خون آغشته نخجیری
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.