پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۱

چرا ازشام زلف آن صبح تابان بر نمی آری؟

دمار از روزگار کفر و ایمان برنمی آری؟

نمی سازی چرا آزاد، از قید خودی ما را؟

دل از امّید و بیم وصل و هجران برنمی آری

ز چشمت، موج بی پروا نگاهی، برنمی خیزد

چه دیدی کز نیام این تیغ عریان برنمی آری؟

نمی سوزی به خاک نامرادی، تخم امّیدی

که دود از خرمنم، ای برق جولان، برنمی آری

به شکر خنده، نگشایی لب زخم اسیران را

که شور محشر از خاک شهیدان برنمی آری

دو روزی مانده باقی ساقی، ایام بهاران را

ز قید توبه ام تاکی، پشیمان برنمی آری؟

شب وصل است ای دل، از جمالش دیده روشن کن

سری چون شمع، تا کی از گریبان بر نمی آری؟

نمی بخشی گشاد، از شست بی باکی، نگاهی را

که آهی از دل گبر و مسلمان برنمی آری

حزین از کهنه دیر جسم، جان را، خیمه بیرون زن

چرا این کعبه را از کافرستان برنمی آری؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۳خصم آسودگیم، ای غم جانان مددی
  2. شمارهٔ ۸۵۴ز دام طره، شکنهای دلربا بنمای
  3. شمارهٔ ۸۵۵تا شکن از دور روزگار نیابی
  4. شمارهٔ ۸۵۶بکش خون دلم تا مستی بی دردسر یابی
  5. شمارهٔ ۸۵۷خواست شاهد می پرستم، یللی
  6. شمارهٔ ۸۵۸دوشینه دلم داشت به یاد تو سرودی
  7. شمارهٔ ۸۵۹ز دل غافلی یار جانی نباشی!
  8. شمارهٔ ۸۶۰ای خستهٔ بی قرار چونی؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.