پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۷

خواست شاهد می پرستم، یللی

آنچه او می خواست هستم، یللی

دست رقصم آستینی بیش نیست

دست یار افشاند دستم، یللی

چون حباب از آه کارم شد درست

بحر گشتم، تا شکستم یلّلی

توبهٔ نشکسته نگذارم درست

عهد با پیمانه بستم یللی

سوز من سازد دماغ چرخ، ساز

عود این نه مجمرستم یللی

خضر می باید که تعمیرم کند

من همان دیوار پستم یللی

نغمهٔ مطرب چواز خویشم برد

آید آواز الستم، یللی

چشم ساقی می پیاپی می دهد

مست مست مست مستم یللی

این غزل از فیض مولانا، حزین

در گشاد بال بستم یلّلی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۹ز دل غافلی یار جانی نباشی!
  2. شمارهٔ ۸۶۰ای خستهٔ بی قرار چونی؟
  3. شمارهٔ ۸۶۱به قید آب وگل ای جان ناتوان چونی؟
  4. شمارهٔ ۸۶۲حین طفت حول الحی اذ مررت بالجانی
  5. شمارهٔ ۸۶۳برده ست غمت، دست و دل ازکار، کجایی؟
  6. شمارهٔ ۸۶۴در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟
  7. شمارهٔ ۸۶۵خرابم از ادای شیوهٔ مستانهٔ چشمی
  8. شمارهٔ ۸۶۶طبیب من، چرا از خسته جان خود نمی‌پرسی؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.