پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۶

طبیب من، چرا از خسته جان خود نمی‌پرسی؟

توان پرسیدنی، وز ناتوان خود نمی‌پرسی

قلم کی محرم و قاصد کجا درد سخن دارد

چرا احوال ما را از زبان خود نمی‌پرسی؟

مگر آگه نئی از سوختن ای شمع بی‌پروا

که از پروانهٔ آتش به جان خود نمی‌پرسی؟

نسیم آشفته می‌گوید، سراغ نافهٔ چین را

چرا از طرّهٔ عنبرفشان خود نمی‌پرسی؟

اگر باور نداری شرح جور از من، چرا باری

حدیثی از دل نامهربان خود نمی‌پرسی؟

شکار خسته می‌داند، عیار سختی بازو

چرا از زخم دل، زور کمان خود نمی‌پرسی؟

سرت گردم، چه دیدی کز حزین گردانده‌ای دل را

ز دستان‌سنج دیرین، داستان خود نمی‌پرسی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۸بود می خانه ها، در چشم شهلای تو ای ساقی
  2. شمارهٔ ۸۶۹ابرکفت بنازم، فیضی ببار ساقی
  3. شمارهٔ ۸۷۰ابر، تر دامن و سرد است هوا ای ساقی
  4. شمارهٔ ۸۷۱بساط سرو گل، افسرده شد در گلشن ای قمری
  5. شمارهٔ ۸۷۲خموشی گزین در دبستان معنی
  6. شمارهٔ ۸۷۳من صیدم و دام، زندگانی
  7. شمارهٔ ۸۷۴توکز رخ شمع طور و چشم جان، نور نظر باشی
  8. شمارهٔ ۸۷۵با یار گفتم از غم بسیار، اندکی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.