پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۴

توکز رخ شمع طور و چشم جان، نور نظر باشی

چه خواهد شد سرت گردم، شب ما را سحر باشی؟

دو عالم از فروغ روی او، یک چشم بینا شد

نبینی روی هجران را، اگر صاحب نظر باشی

سروش مقدم جانان رسید، از بال پروازت

مرا ای هدهد جان زنده کردی، خوش خبر باش

برآ از خود، فضای بیخودی را هم تماشا کن

چرا چون برق، درقید حیات مختصر باشی؟

سَرِ پایی بزن مستانه، سامان دو عالم را

چرا از فکر صندل، در خمار دردسر باشی؟

پریشانی بود موج خطر، پرشور دریا را

کنی گردآوری گر قطرهٔ خود را، گهر باشی

حزین ، افشاندن دامن، ندارد این قدر کاری

برای خردهٔ جان، چند لرزان، چون شرر باشی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۶دو خصم داده به هم دست و این فگار یکی
  2. شمارهٔ ۸۷۷حیران لقایی شدم امروزکه دانی
  3. شمارهٔ ۸۷۸ز عاشق شکوه ای جز مهر ورزیدن نمی دانی
  4. شمارهٔ ۸۷۹هجر در دامن دل ریخته خار عجبی
  5. شمارهٔ ۸۸۰چون خود اگر عشوه گری داشتی
  6. شمارهٔ ۸۸۱به ناکامی گذشت، ای شاخ گل، دور از تو ایامی
  7. شمارهٔ ۸۸۲کند گردآوری زلفش، دل شوریده بسیاری
  8. شمارهٔ ۸۸۳به افسونها، شنیدم بوالهوس را، شاد می کردی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.