پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۷

حیران لقایی شدم امروزکه دانی

باقی به بقایی شدم امروز که دانی

یار آمد و جان گشت فدای قدم او

قربان وفایی شدم امروز که دانی

فیض نظر پیر خرابات، بنازم

خاک کف پایی شدم امروز که دانی

زنگ تن، از آیینهٔ جان پاک زدودم

یعنی به صفایی شدم که امروز که دانی

بگرفت مرا از خود و خود را به عوض داد

ممنون عطایی شدم امروز که دانی

از شرک دویی، ترک خودی کرد خلاصم

از خود به خدایی شدم امروز که دانی

کوته نظری حلقهٔ بیرون درم داشت

محرم، به سرایی شدم امروز که دانی

فقر شب هستی، چو گدا دربدرم داشت

آسوده به جایی شدم امروز که دانی

از شیوهٔ آن حسن، خبردار نبودم

مفتون ادایی شدم امروز که دانی

هر پرده که نی راست، حزین از دم نایی ست

بیخود به نوایی شدم امروز که دانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۹هجر در دامن دل ریخته خار عجبی
  2. شمارهٔ ۸۸۰چون خود اگر عشوه گری داشتی
  3. شمارهٔ ۸۸۱به ناکامی گذشت، ای شاخ گل، دور از تو ایامی
  4. شمارهٔ ۸۸۲کند گردآوری زلفش، دل شوریده بسیاری
  5. شمارهٔ ۸۸۳به افسونها، شنیدم بوالهوس را، شاد می کردی
  6. شمارهٔ ۸۸۴مست صهبای الستم یللی
  7. شمارهٔ ۸۸۵بدا ما قد بدا فی الحبّ من بیداءِ اشواقی
  8. شمارهٔ ۸۸۶نمی ماند به مصر از پیرهن، جز تهمت چاکی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.