پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۵

بدا ما قد بدا فی الحبّ من بیداءِ اشواقی

اَنل کأساً و اسکرلی، الا یا ایها السّاقی

سرت گردم، لب خشک به زهر آغشته‌ای دارم

فانّ القلب ملسوعٌ و ماء الدّنِ تریاقی

محبت نامهٔ درد دلم را در بغل دارد

نمی‌خوانی چرا محبوب من، مکتوب مشتاقی؟

نیم در عشقبازی، بی‌وفا، ای سست‌پیمان‌ها

بقیٰ ما قد مضی فی حبّکم، عهدی و میثاقی

حزین از دل به گوشم هر نفس فریاد می‌آید

ینادی کلما فی الکون فان، والهوی باقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۷دلا، به جبهه، در دوست را نشان چه دهی؟
  2. شمارهٔ ۸۸۸در دیده و دل، از دل و از دیده جدایی
  3. شمارهٔ ۸۸۹فریاد که از عاشق مسکین که تو داری
  4. شمارهٔ ۸۹۰ای ناله، خوشا بخت رسایی که تو داری
  5. شمارهٔ ۸۹۱بردم به لحد زان رخ افروخته، داغی
  6. شمارهٔ ۸۹۲چو فرهاد ار به تیغ بیستون مردانه آویزی
  7. شمارهٔ ۸۹۳راه دل و دین را زدی ای طرفه صنم، های
  8. شمارهٔ ۸۹۴خاطر از دردسر بیهده آزاده کنی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.