پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۸

در دیده و دل، از دل و از دیده جدایی

بی جایی و چون می نگرم در همه جایی

لب باده چکان، جلوه چمان، طرّه پریشان

آشفته چنین، بر سر بازار چرایی؟

گه در جگر گرمی و گه بر مژهٔ تر

گه در شکن آه منی، در چه هوایی؟

هم شیشه و هم ساغر و هم باده و هم مست

هم ساقی و هم نایی و هم نای و نوایی

بر تارک سر هوشی و در پردهٔ دل، راز

در دیدهٔ سر، نوری و در سینه، صفایی

نظّاره کنان از نظر عشق، به حسنی

رخساره نهان، در شکن زلف دوتایی

گه معتکف خلوت و گه شاهد محفل

گه بارکش خرقه و گه زیر قبایی

در حدّ اشارات، تو هم مایی و هم من

در محو اضافات، برون از من و مایی

مست است حزین ، امشب از آن ساقی سرمست

مطرب، بزن این پرده، به آهنگ رسایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۰ای ناله، خوشا بخت رسایی که تو داری
  2. شمارهٔ ۸۹۱بردم به لحد زان رخ افروخته، داغی
  3. شمارهٔ ۸۹۲چو فرهاد ار به تیغ بیستون مردانه آویزی
  4. شمارهٔ ۸۹۳راه دل و دین را زدی ای طرفه صنم، های
  5. شمارهٔ ۸۹۴خاطر از دردسر بیهده آزاده کنی
  6. شمارهٔ ۸۹۵می گرفتیم به جانان، سر راهی، گاهی
  7. شمارهٔ ۸۹۶درد دل گفتمی، ار همنفسی داشتمی
  8. شمارهٔ ۸۹۷به صورت هر چه بینی، نقش برآب است در معنی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.