پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۶

درد دل گفتمی، ار همنفسی داشتمی

کردمی شکوه، اگر دادرسی داشتمی

رخنه های دلم از گرد کدورت شده پر

یاد آن روز، که چاک قفسی داشتمی

چه کنم؟ جور تو خاکستر دل داد به باد

پاس این سوختهٔ عشق، بسی داشتمی

تنگ می کرد به من، گوشه ی تنهایی را

وای اگر در همه آفاق کسی داشتمی

سخت آزرده ام از خاطر افسرده، حزین

کاش اگر عشق نبودی، هوسی داشتمی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۸گر سینه شود سینا، بی تاب و توانستی
  2. شمارهٔ ۸۹۹کند خون دل من، چشم تر را خانه آرایی
  3. شمارهٔ ۹۰۰به جلوه، جامهٔ صبر مرا قبا کردی
  4. شمارهٔ ۹۰۱نمی‌دانم تو بی‌پروا نگاه، از دل چه می‌خواهی؟
  5. شمارهٔ ۹۰۲ای دل، سپند آتش سودای کیستی؟
  6. شمارهٔ ۹۰۳ناله ام را در دلش تأثیر بودی کاشکی
  7. شمارهٔ ۹۰۴چه خوش بود که به دی، طرح نوبهار کشی
  8. شمارهٔ ۹۰۵خاصان تمام مستند، ساقی صلای عامی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.