پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰۴

چه خوش بود که به دی، طرح نوبهار کشی

پیاله بر رخ آن آتشین عذار کشی

رهین دست حمایت شود، چراغ دلم

شبی که دست بر آن زلف تابدار کشی

نمی کشی چو نقاب از رخ نهفته، چرا

نظاره را به سر راه انتظار کشی؟

رخت بهشت برین است، با بهار چه کار؟

لبی چو میکده داری، چرا خمار کشی؟

دراز شد شب هجران ز آسمان، وقت است

که انتقامِ من تیره روزگار کشی

دمید صبح بهار خطت، سزد که مرا

قلم به دفتر غمهای بی شمار کشی

جواب نکتهٔ رنگین اوحدی ست حزین

سزد که بر ورق لاله، این نگار کشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۶به دلهای دماغ آشفته، سنبل می کند کاری
  2. شمارهٔ ۹۰۷به جان‌سوزی، نی کلک سخن‌ساز مرا دیدی
  3. شمارهٔ ۹۰۸ای از شرار عشق تو هر سینه آتشخانه‌ای
  4. شمارهٔ ۹۰۹ز نقش خط که به رخسار ارغوان زده ای
  5. شمارهٔ ۹۱۰آگه ز بی وفایی اغیار گشته ای
  6. شمارهٔ ۹۱۱بنمای رخ چون دیده را گرم تماشاکرده ای
  7. شمارهٔ ۹۱۲ای شوق، در شکنجهٔ دل‌ها چگونه‌ای؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.