پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰۳

ناله ام را در دلش تأثیر بودی کاشکی

شکوه ام را گاهگاهی می شنودی کاشکی

سیل را بی تابی از ساحل به دریا می برد

بی قراری های ما، می داشت سودی کاشکی

گلستان نبود به دستان، عندلیبان را چه شد؟

بلبلی از گلبنی می زد سرودی کاشکی

به ز جام می نباشد صیقلی، ساقی کجاست؟

زنگ تقوا، از دل ما می زدودی کاشکی

شبنم از دریای آتش، زود زنهاری شود

مرهمی داغ مرا می آزمودی کاشکی

سوخت جان از شوق، داد از بی زبانی های ما

آتش پنهان ما، می داشت دودی کاشکی

سخت بی ذوق است گلشن، ابر آذاری کجاست؟

بزم مستان را صفایی، می فزودی کاشکی

خنجر ناز تو را، نبود چرا پروای دل؟

عقده ای از خاطر ما، می گشودی کاشکی

شمع گر سوزد به شبها، روز آرامیش هست

چشم آتش بار ما، یکدم غنودی کاشکی

رسته در دل از خرد، خار و خس اندیشه ها

کشت ما را برق عشقی می درودی کاشکی

کلک خاموشت چمن را بی نوا دارد حزین

نغمه ای با عندلیبان می سرودی کاشکی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۵خاصان تمام مستند، ساقی صلای عامی
  2. شمارهٔ ۹۰۶به دلهای دماغ آشفته، سنبل می کند کاری
  3. شمارهٔ ۹۰۷به جان‌سوزی، نی کلک سخن‌ساز مرا دیدی
  4. شمارهٔ ۹۰۸ای از شرار عشق تو هر سینه آتشخانه‌ای
  5. شمارهٔ ۹۰۹ز نقش خط که به رخسار ارغوان زده ای
  6. شمارهٔ ۹۱۰آگه ز بی وفایی اغیار گشته ای
  7. شمارهٔ ۹۱۱بنمای رخ چون دیده را گرم تماشاکرده ای
  8. شمارهٔ ۹۱۲ای شوق، در شکنجهٔ دل‌ها چگونه‌ای؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.