پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۸

گر سینه شود سینا، بی تاب و توانستی

تاب من و آن جلوه، مهتاب و کتانستی

آسان به قد و عارض، عاشق ندهد دل را

آنی ست نکویان را، دل داده ازآنستی

آن ماه فلک پیما، بنمود شبی سیما

چون اختر از آن شبها، چشمم نگرانستی

نگذاشت مرا حسرت، با هجر و وصال او

اکنون من مجنون را، نه این و نه آنستی

حیرت من بی سامان، از مایهٔ دل دارم

در خاک هم از چشمم، خونابه روانستی

از مرگ نیندیشم، جان گر به تو پیوندد

پیری چه زیان دارد گر عشق جوانستی؟

لطف تو همی باید، تا هجر کران گیرد

از خود شده ام امّا، دوری به میانستی

جم رفت و فریدون هم، زین کاخ دو در بیرون

این کلبه که می بینی، میراث کیانستی

با عارف رومی شد، هم نغمه حزین ، کلکم

این پرده که می سنجم، زان جان جهانستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۰به جلوه، جامهٔ صبر مرا قبا کردی
  2. شمارهٔ ۹۰۱نمی‌دانم تو بی‌پروا نگاه، از دل چه می‌خواهی؟
  3. شمارهٔ ۹۰۲ای دل، سپند آتش سودای کیستی؟
  4. شمارهٔ ۹۰۳ناله ام را در دلش تأثیر بودی کاشکی
  5. شمارهٔ ۹۰۴چه خوش بود که به دی، طرح نوبهار کشی
  6. شمارهٔ ۹۰۵خاصان تمام مستند، ساقی صلای عامی
  7. شمارهٔ ۹۰۶به دلهای دماغ آشفته، سنبل می کند کاری
  8. شمارهٔ ۹۰۷به جان‌سوزی، نی کلک سخن‌ساز مرا دیدی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.