پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰۰

به جلوه، جامهٔ صبر مرا قبا کردی

به یک نگه، من و دل را، ز هم جدا کردی

مشام یوسف اگر می شنید بوی تو را

هزار جامهٔ جان در غمت قبا کردی

دلم ز داغ تو ای عشق، کام خویش گرفت

ازین گهر، صدفم را گرانبها کردی

نماز زاهد افسرده می گذشت ز عرش

اگر به سرو قد یار، اقتدا کردی

حزین ، به طرز نشید تو آفرین بادا

لبم به زمزمهٔ عشق، آشنا کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰۲ای دل، سپند آتش سودای کیستی؟
  2. شمارهٔ ۹۰۳ناله ام را در دلش تأثیر بودی کاشکی
  3. شمارهٔ ۹۰۴چه خوش بود که به دی، طرح نوبهار کشی
  4. شمارهٔ ۹۰۵خاصان تمام مستند، ساقی صلای عامی
  5. شمارهٔ ۹۰۶به دلهای دماغ آشفته، سنبل می کند کاری
  6. شمارهٔ ۹۰۷به جان‌سوزی، نی کلک سخن‌ساز مرا دیدی
  7. شمارهٔ ۹۰۸ای از شرار عشق تو هر سینه آتشخانه‌ای
  8. شمارهٔ ۹۰۹ز نقش خط که به رخسار ارغوان زده ای
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.