پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۵

می گرفتیم به جانان، سر راهی، گاهی

او هم از لطف نهان داشت نگاهی، گاهی

چه عجب گر نگهش داشت سر الفت ما؟

برق را، هست نوازش به گیاهی، گاهی

دو سه روزیست که دزدید نگه، وین عجب است

نه ثوابی زمن آمد، نه گناهی، گاهی

این قدر هست،که در سختی تاب و تب عشق

درد، می داد به دل رخصت آهی گاهی

این گران آمده باشد، به دل نازک او

می شود بار به خاطر، پرکاهی، گاهی

دل مسکین چه کند گر نتپد از دهشت؟

ریزد از خوی شهان، خون سپاهی، گاهی

لیک نومید نیم زان نگه بنده نواز

می شود روز، شب بخت سیاهی، گاهی

سر به خاک قدمش لابه کنان می گفتم

نشود تیره ز آهی، چو تو ماهی،گاهی

گنهم گرچه عظیم است، ببخشای به عشق

شاد گردان دل زارم، به نگاهی، گاهی

به وفای تو، که از هستی خود بی خبرم

در غم عشق، بود حال تباهی، گاهی

گفت خاموش، که محتاج نبوده ست حزین

دعوی عشق، به سوگند و گواهی، گاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۷به صورت هر چه بینی، نقش برآب است در معنی
  2. شمارهٔ ۸۹۸گر سینه شود سینا، بی تاب و توانستی
  3. شمارهٔ ۸۹۹کند خون دل من، چشم تر را خانه آرایی
  4. شمارهٔ ۹۰۰به جلوه، جامهٔ صبر مرا قبا کردی
  5. شمارهٔ ۹۰۱نمی‌دانم تو بی‌پروا نگاه، از دل چه می‌خواهی؟
  6. شمارهٔ ۹۰۲ای دل، سپند آتش سودای کیستی؟
  7. شمارهٔ ۹۰۳ناله ام را در دلش تأثیر بودی کاشکی
  8. شمارهٔ ۹۰۴چه خوش بود که به دی، طرح نوبهار کشی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.