پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹۳

راه دل و دین را زدی ای طرفه صنم، های

مژگان تو خواباند به ما، تیغ ستم های

آوارهٔ کوی تو ندانم به چه حال است؟

یعنی دلم، آن کافر گم کرده صنم، های

صبر من و تمکین تو، ای عهد فراموش

ما را و تو را ساخته بیگانه ز هم، های

سرو تو صلایی به شهادت طلبان زد

خود را برسانید به این پای علم، های

با فیض کریمان کف محتاج حریف است

محرومی چشمم، عجب، ای خاک قدم، های

افتاده به دل، زخم به بالای هم از تو

ای غمزه، مبادا شکنی قدر ستم، های

امروز به پیچ و خم آزادی خویشم

یاد تو به خیر، ای شکن زلفِ به خم، های

تار نفس من به گلو، قید اسیریست

از حلقهٔ دامم برهان، وحشت رم، های

زاهد، خبر از ریزش مژگان منت نیست

دامان تری دارم ازین ابرِ کرم، های

فیض عجبی یافتم از پای خم می

ای سایه نشینان گلستان ارم، های

دل، بتکدهٔ ما و ادب سجده بَرِ اوست

ای ناصیه سایانِ حرمگاه صنم، های

ما برهمنان را، همه جا طور تجلّی ست

از یار نداری خبر، ای شیخ حرم، های

سامان خودی نیست به کف یک پر کاهم

شرمندهٔ هستی نکنی، های عدم، های

مرغ دل ما در پی پرواز فراغی ست

تا چند تپد در قفس شادی و غم، های

در بزم، حزین این همه خاموش چرایی؟

شوریده نوایی بزن از نای قلم، های

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹۵می گرفتیم به جانان، سر راهی، گاهی
  2. شمارهٔ ۸۹۶درد دل گفتمی، ار همنفسی داشتمی
  3. شمارهٔ ۸۹۷به صورت هر چه بینی، نقش برآب است در معنی
  4. شمارهٔ ۸۹۸گر سینه شود سینا، بی تاب و توانستی
  5. شمارهٔ ۸۹۹کند خون دل من، چشم تر را خانه آرایی
  6. شمارهٔ ۹۰۰به جلوه، جامهٔ صبر مرا قبا کردی
  7. شمارهٔ ۹۰۱نمی‌دانم تو بی‌پروا نگاه، از دل چه می‌خواهی؟
  8. شمارهٔ ۹۰۲ای دل، سپند آتش سودای کیستی؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.