پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۴

مست صهبای الستم یللی

از می توحید مستم یللی

حبس تن بر مرغ روحم تنگ بود

این قفس، در هم شکستم یللی

کس به من، بیگانه تر از من نبود

ز اختلاط غیر، رستم یللی

چون دل من خلوت خاص تو بود

در به روی غیر بستم یللی

هیچ نقصانی مرا از مرگ نیست

آنچه بودم باز هستم یللی

از حجاب جسم بیرون آمدم

آخر این سد را شکستم یللی

در سماع عشق، محفل گرم بود

چون سپند از جای جستم یللی

در خرابات مغان، بیخود حزین

خوش به کام دل نشستم یللی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۶نمی ماند به مصر از پیرهن، جز تهمت چاکی
  2. شمارهٔ ۸۸۷دلا، به جبهه، در دوست را نشان چه دهی؟
  3. شمارهٔ ۸۸۸در دیده و دل، از دل و از دیده جدایی
  4. شمارهٔ ۸۸۹فریاد که از عاشق مسکین که تو داری
  5. شمارهٔ ۸۹۰ای ناله، خوشا بخت رسایی که تو داری
  6. شمارهٔ ۸۹۱بردم به لحد زان رخ افروخته، داغی
  7. شمارهٔ ۸۹۲چو فرهاد ار به تیغ بیستون مردانه آویزی
  8. شمارهٔ ۸۹۳راه دل و دین را زدی ای طرفه صنم، های
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.