پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۰

چون خود اگر عشوه گری داشتی

از دل زارم، خبری داشتی

پا به سر من ننهادی به ناز

گر ز من افتاده تری داشتی

مفت نرفتی زکفم زلف تو

گر شب بختم سحری داشتی

عمر به هجرت گذراندم، تمام

کاش به خاکم گذری داشتی

زخمی مژگان تو می شد، چو ما

گر دل زاهد، جگری داشتی

به شدی از لعل مسیحای تو

دردم اگر چاره گری داشتی

حنظل حرمان نشدی قسمتم

نخل وفاگر ثمری داشتی

قدر دل ما نشدی کم ز خاک

رحم به دل گر قدری داشتی

دیده نمی بود اگر باد دست

هر رگ مژگان، گهری داشتی

خوار نگشتی رگ ریحان، اگر

غالیه از خاک دری داشتی

داد دلم دادی، اگر یار هم

دلبر بیدادگری داشتی

کار، شدی بر دل دیوانه، تنگ

سینه اگر بام و دری داشتی

فصل چمن، غنچه نمی بود دل

در کف اگر مشت زری داشتی

سینه شدی جون جرس افغانکده

مرگ دل ار نوحه گری داشتی

ای دل افسرده، چه شد شورشت

آه قیامت اثری داشتی

مطلب پروانه، روا شد حزین

کاش تو هم بال و پری داشتی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۲کند گردآوری زلفش، دل شوریده بسیاری
  2. شمارهٔ ۸۸۳به افسونها، شنیدم بوالهوس را، شاد می کردی
  3. شمارهٔ ۸۸۴مست صهبای الستم یللی
  4. شمارهٔ ۸۸۵بدا ما قد بدا فی الحبّ من بیداءِ اشواقی
  5. شمارهٔ ۸۸۶نمی ماند به مصر از پیرهن، جز تهمت چاکی
  6. شمارهٔ ۸۸۷دلا، به جبهه، در دوست را نشان چه دهی؟
  7. شمارهٔ ۸۸۸در دیده و دل، از دل و از دیده جدایی
  8. شمارهٔ ۸۸۹فریاد که از عاشق مسکین که تو داری
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.