پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸۲

کند گردآوری زلفش، دل شوریده بسیاری

که زندان را نباشد بهتر از زنجیر، دیواری

تغافل می کند تیغ تو تا کی با رگ جانم؟

ز کفر بی سرانجامم، به جا مانده ست زنّاری

خروشی دلخراش از رخنه های سینه می آید

صفیری می سراید در قفس، مرغ گرفتاری

غبار تربتم، در چشم شیران خاک می ریزد

خدنگی خورده ام از کیش مژگان ستمکاری

ز خورشید جهان آرای رخسار نگه سوزش

در آتشخانه ى دل، هر طرف گرم است بازاری

تپان درخاک و خون، چون نیم بسمل جان گسل دارد

دل آزرده را، بیماری چشم جگر داری

حزین ، آخر زیان عشقبازی، سود می گردد

که بازار نگه، گرم است، با خورشید رخساری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸۴مست صهبای الستم یللی
  2. شمارهٔ ۸۸۵بدا ما قد بدا فی الحبّ من بیداءِ اشواقی
  3. شمارهٔ ۸۸۶نمی ماند به مصر از پیرهن، جز تهمت چاکی
  4. شمارهٔ ۸۸۷دلا، به جبهه، در دوست را نشان چه دهی؟
  5. شمارهٔ ۸۸۸در دیده و دل، از دل و از دیده جدایی
  6. شمارهٔ ۸۸۹فریاد که از عاشق مسکین که تو داری
  7. شمارهٔ ۸۹۰ای ناله، خوشا بخت رسایی که تو داری
  8. شمارهٔ ۸۹۱بردم به لحد زان رخ افروخته، داغی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.