پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۵

با یار گفتم از غم بسیار، اندکی

گفتا که هست حوصله درکار، اندکی

تاکی به ناز، دیده فروبستهای ز من؟

یکبار دامن مژه بردار، اندکی

گفتا نگه به خواب بهار تغافل است

از ما بپوش دیدهٔ خونبار اندکی

گفتم فغان من نگذارد تو را به خواب

گفتا گلوی ناله بیفشار اندکی

ای مطرب ستم، بزن آهسته زخمه را

نازکتر است دل، ز رگ تار، اندکی

ای ساقی صفا، به قدح ریز باده را

تا از خرد، شویم سبکبار اندکی

بستم کمر ز شوق تو در راه برهمن

ماند به تار زلف تو زنار، اندکی

ناز وکرشمه، در دل بلبل شکسته است

بو برده است تا ز تو، گلزار اندکی

بسیار دیده ام خم و پیچ زمانه را

مشکل فتاده با تو سر و کار، اندکی

باشد نخست مشکلم این کز فراق تو

طاقت نمانده در دل بیمار اندکی

حیرت ز خویش می بردم در وصال تو

گر وارهم ز حسرت دیدار اندکی

ما هم روانه ایم به دربای بی کنار

ای سیل اشک، پای نگهدار، اندکی

از راه دور آمده ام، در دیار تن

جان، پشت داده است به دیوار، اندکی

خوشتر حزین ، که در غم دیرینه تن زنم

بی صرفه گو بود لب اظهار، اندکی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۷حیران لقایی شدم امروزکه دانی
  2. شمارهٔ ۸۷۸ز عاشق شکوه ای جز مهر ورزیدن نمی دانی
  3. شمارهٔ ۸۷۹هجر در دامن دل ریخته خار عجبی
  4. شمارهٔ ۸۸۰چون خود اگر عشوه گری داشتی
  5. شمارهٔ ۸۸۱به ناکامی گذشت، ای شاخ گل، دور از تو ایامی
  6. شمارهٔ ۸۸۲کند گردآوری زلفش، دل شوریده بسیاری
  7. شمارهٔ ۸۸۳به افسونها، شنیدم بوالهوس را، شاد می کردی
  8. شمارهٔ ۸۸۴مست صهبای الستم یللی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.