پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۸

بود می خانه ها، در چشم شهلای تو ای ساقی

هلال جام می گردد، به ایمان تو ای ساقی

ز رنگت آتشین شد گل، ز لعلت ارغوانی، مل

نگه را می کشد در خون، تماشای تو ای ساقی

شکر بفکن، قدح بشکن، به شیرین خنده لب بگشا

می و نقل است، با لعل شکرخای تو ای ساقی

تو چون در جلوه آیی، لنگر تمکین نمی ماند

دلم را می برد از جا، تماشای تو ای ساقی

بود آیین عشقت می کشی و کوچه گردیها

خرد را، سر به صحرا داده، سودای تو ای ساقی

نسیم پیرهن، صد پیرهن می بالد از بویت

قبای ناز میزیبد به بالای تو ای ساقی

حزین راگر به کف نامد، ز بخت نارسا، زلفت

نداد از دست، دامان تمنّای تو ای ساقی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۰ابر، تر دامن و سرد است هوا ای ساقی
  2. شمارهٔ ۸۷۱بساط سرو گل، افسرده شد در گلشن ای قمری
  3. شمارهٔ ۸۷۲خموشی گزین در دبستان معنی
  4. شمارهٔ ۸۷۳من صیدم و دام، زندگانی
  5. شمارهٔ ۸۷۴توکز رخ شمع طور و چشم جان، نور نظر باشی
  6. شمارهٔ ۸۷۵با یار گفتم از غم بسیار، اندکی
  7. شمارهٔ ۸۷۶دو خصم داده به هم دست و این فگار یکی
  8. شمارهٔ ۸۷۷حیران لقایی شدم امروزکه دانی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.