پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۲

خموشی گزین در دبستان معنی

که لفظ است، خارگریبان معنی

ندارند ربطی به هم، آتش و نی

قلم کی بود، مرد میدان معنی؟

بریدیم پیوند لفظ آشنایان

کشیدیم سر در گریبان معنی

وفا نیست در گلشن حسن صورت

به صد چشم، گشتیم حیران معنی

نباشم چرا سرخوش و پای کوبان؟

به دست است، زلف پریشان معنی

اگر حسن را باشد آیینه داری

بود چشم شاهدپرستان معنی

شود ظلمت لفظ، چون سایه باطل

برآید چو خورشید تابان معنی

فلک کیست تا رخش دعوی بتازد

به میدان چابک سواران معنی؟

سراب است لفظی که جان در تنش نیست

لبی تر کن از آب حیوان معنی

حزین از دل روشنت غرق نوریم

چراغیست در زیر دامان معنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۴توکز رخ شمع طور و چشم جان، نور نظر باشی
  2. شمارهٔ ۸۷۵با یار گفتم از غم بسیار، اندکی
  3. شمارهٔ ۸۷۶دو خصم داده به هم دست و این فگار یکی
  4. شمارهٔ ۸۷۷حیران لقایی شدم امروزکه دانی
  5. شمارهٔ ۸۷۸ز عاشق شکوه ای جز مهر ورزیدن نمی دانی
  6. شمارهٔ ۸۷۹هجر در دامن دل ریخته خار عجبی
  7. شمارهٔ ۸۸۰چون خود اگر عشوه گری داشتی
  8. شمارهٔ ۸۸۱به ناکامی گذشت، ای شاخ گل، دور از تو ایامی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.