پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۱

بساط سرو گل، افسرده شد در گلشن ای قمری

خروشی ساز کن، با بلبل دستان زن ای قمری

به طوق بندگی، مخصوصی، از خیل گرفتاران

چه منّتهاست از جانان، تو را برگردن ای قمری

تو در آغوش سرو خویش و من، خالیست آغوشم

ببین مشکل بود کار تو، یا کار من ای قمری

چه می فهمی گریبان چاکی حسرت نصیبان را؟

که با معشوق داری جا، به یک پیراهن ای قمری

به چشمم هرکجا با سرو خود، همدوش می آیی

جگر پرگاله ها می ریزدم در دامن ای قمری

صبوحی بوی گل زد بر مشامم، نالهٔ گرمت

من شوریده را آتش زدی در خرمن ای قمری

مباد از ناله ات، مهر از لب فریاد بردارم

گریبان می درد صبر مرا این شیون ای قمری

جراحت دیده دلهای کباب سینه ریشان را

به وجد آورده ای، از نالهٔ شورافکن ای قمری

میان ما اسیران، این سبکباری غنیمت دان

که برگردن نداری، بار طوق آهن ای قمری

هوای ابر، خواهد نغمهٔ تر، ناله ای سرکن

نسیم آسا سبک سیر است، ابر بهمن ای قمری

حزین تا بلبل باغ است، رنگین ناله سامان کن

نه هرگوشی تواند نغمه را سنجیدن ای قمری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۳من صیدم و دام، زندگانی
  2. شمارهٔ ۸۷۴توکز رخ شمع طور و چشم جان، نور نظر باشی
  3. شمارهٔ ۸۷۵با یار گفتم از غم بسیار، اندکی
  4. شمارهٔ ۸۷۶دو خصم داده به هم دست و این فگار یکی
  5. شمارهٔ ۸۷۷حیران لقایی شدم امروزکه دانی
  6. شمارهٔ ۸۷۸ز عاشق شکوه ای جز مهر ورزیدن نمی دانی
  7. شمارهٔ ۸۷۹هجر در دامن دل ریخته خار عجبی
  8. شمارهٔ ۸۸۰چون خود اگر عشوه گری داشتی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.