پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷۰

ابر، تر دامن و سرد است هوا ای ساقی

خوش بود بادهٔ خورشید لقا، ای ساقی

دردسر می کشی از نالهٔ مخمور، چرا؟

می توان بست به جامی، لب ما ای ساقی

به در میکده، از خشکی زهد آمده ایم

نشود تر نشود دامن ما ای ساقی

باطن پاک بزرگان همه جا یارت باد

به خم باده سپردیم تو را ای ساقی

ابر احسان تو دریا دل و ما سوخته جان

شرم بادت ز لب تشنهٔ ما، ای ساقی

گرچه با ابر کفت، دم زدن ما بیجاست

جام اگر می دهیم، هست به جا ای ساقی

عمرها شد که ز خونین جگران است حزین

به اسیران وفا، چند جفا ای ساقی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷۲خموشی گزین در دبستان معنی
  2. شمارهٔ ۸۷۳من صیدم و دام، زندگانی
  3. شمارهٔ ۸۷۴توکز رخ شمع طور و چشم جان، نور نظر باشی
  4. شمارهٔ ۸۷۵با یار گفتم از غم بسیار، اندکی
  5. شمارهٔ ۸۷۶دو خصم داده به هم دست و این فگار یکی
  6. شمارهٔ ۸۷۷حیران لقایی شدم امروزکه دانی
  7. شمارهٔ ۸۷۸ز عاشق شکوه ای جز مهر ورزیدن نمی دانی
  8. شمارهٔ ۸۷۹هجر در دامن دل ریخته خار عجبی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.