پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۷

به دستم داده دستی، برده در خونم فرو، دستی

به چاک سینه دارد غمزه دستی، در رفو دستی

خوشا عهدی که با کوتاه دستان، لطفها بودش

حمایل داشتم در گردن آن تندخو دستی

کدامین دست، خالی داشتم تا سبحه گردانم؟

که دستی رهن ساغر بود و در دست سبو دستی

دل مجروح را، شور قیامت در گریبان کن

سرت گردم، بکش گاهی، به زلف مشکبو دستی

سراپا ناز من، از تربتم دامنکشان مگذر

مبادا غافل از خاکم، برآرد آرزو دستی

زکم ظرفی به یک ساغر، خمارم نشکند چون گل

بود در خم مرا پیوسته دستی، در کدو دستی

کفم را در دعا، وصل تمنّا مدعا نبود

حزین از شرم عصیان، می گذارم پیش رو دستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۹ابرکفت بنازم، فیضی ببار ساقی
  2. شمارهٔ ۸۷۰ابر، تر دامن و سرد است هوا ای ساقی
  3. شمارهٔ ۸۷۱بساط سرو گل، افسرده شد در گلشن ای قمری
  4. شمارهٔ ۸۷۲خموشی گزین در دبستان معنی
  5. شمارهٔ ۸۷۳من صیدم و دام، زندگانی
  6. شمارهٔ ۸۷۴توکز رخ شمع طور و چشم جان، نور نظر باشی
  7. شمارهٔ ۸۷۵با یار گفتم از غم بسیار، اندکی
  8. شمارهٔ ۸۷۶دو خصم داده به هم دست و این فگار یکی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.