پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۹

ز دل غافلی یار جانی نباشی!

نداری وفا، زندگانی نباشی!

به من هوش نگذاشت، دشنام تلخت

به لب، بادهٔ ارغوانی نباشی!

به دیدارت، از عیش دنیا گذشتم

به رخ جنت جاودانی نباشی!

به بیگانگیها، که از من مپوشان

به چشم آشنایی، فلانی نباشی!

زگل بی بقاتر بود عهد سستت

نشاط بهار جوانی نباشی!

نشاندی به خون از نگاهی حزین را

تو ای بی وفا، یار جانی نباشی!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۱به قید آب وگل ای جان ناتوان چونی؟
  2. شمارهٔ ۸۶۲حین طفت حول الحی اذ مررت بالجانی
  3. شمارهٔ ۸۶۳برده ست غمت، دست و دل ازکار، کجایی؟
  4. شمارهٔ ۸۶۴در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟
  5. شمارهٔ ۸۶۵خرابم از ادای شیوهٔ مستانهٔ چشمی
  6. شمارهٔ ۸۶۶طبیب من، چرا از خسته جان خود نمی‌پرسی؟
  7. شمارهٔ ۸۶۷به دستم داده دستی، برده در خونم فرو، دستی
  8. شمارهٔ ۸۶۸بود می خانه ها، در چشم شهلای تو ای ساقی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.