پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶۳

برده ست غمت، دست و دل ازکار، کجایی؟

ای مونس دلهای گرفتار کجایی؟

هر غنچه ز بویت به شکرخند بهار است

ای چشم و چراغ دل بیدارکجایی؟

تا چند سرآریم به تاریکی هجران

ای شمع فروزان شب تار، کجایی؟

نی بی من ونه با منی ازناز، چه حال است

ای عهدشکن یار وفادار کجایی؟

گل های گلستان، همه پروردهٔ خارند

عارض بنما، ای گل بی خار کجایی؟

از قدّ و رخت، بلبل و قمری به سرودند

ای جلوه طراز گل و گلزار کجایی؟

با آنکه بود جلوه گهت، کوچه و بازار

ای یار نه در کوچه و بازار، کجایی؟

بر هم زده ام خانه ی دل را به سراغت

چون نیست کسی غیر تو در دار، کجایی؟

بگشا گره از کار فروبستهٔ دل ها

ای عقده گشایندهٔ هر کار کجایی؟

ای نور یقین، چشم جهان بین دو عالم

ای جان حزین ، ای دل و دلدار کجایی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶۵خرابم از ادای شیوهٔ مستانهٔ چشمی
  2. شمارهٔ ۸۶۶طبیب من، چرا از خسته جان خود نمی‌پرسی؟
  3. شمارهٔ ۸۶۷به دستم داده دستی، برده در خونم فرو، دستی
  4. شمارهٔ ۸۶۸بود می خانه ها، در چشم شهلای تو ای ساقی
  5. شمارهٔ ۸۶۹ابرکفت بنازم، فیضی ببار ساقی
  6. شمارهٔ ۸۷۰ابر، تر دامن و سرد است هوا ای ساقی
  7. شمارهٔ ۸۷۱بساط سرو گل، افسرده شد در گلشن ای قمری
  8. شمارهٔ ۸۷۲خموشی گزین در دبستان معنی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.