پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵۶

بکش خون دلم تا مستی بی دردسر یابی

گل داغ مرا بو کن، که بوی عشق دریابی

عیار حسن را آیینهٔ حیران، کند کامل

مگردان از نگاهم رو، که اکسیر نظر یابی

نهان زخم دلم را در نمکزار تبسّم کن

که از تیمار حسرت پروران اجر دگر یابی

بیا در دیده تا بینی، رساییهای ضعفم را

سر نظّاره را، در دامن مژگان تر یابی

در آن وادی که من افشرده ام، پای تحمّل را

دل آواره، از ریگ بیابان بیشتر یابی

ره دور و دراز بیخودی، منزل نمی دارد

نشان را پی سپر بینی، خبر را بی خبر یابی

خیال زلف و رویی را، خلیل آتش دل کن

که نسرین تا گریبان، موج سنبل تا کمر یابی

رگ افسرده را با یاد مژگانی حوالت کن

که آب زندگی، از جویبار نیشتر یابی

اگر ای ابر، داری در نظر همراهی چشمم

بهارگریه ام را، در سمن زار سحر یابی

به مستی بی گزک منشین، بکن دستی به مژگانم

که در هر قطره اشک شور من، لخت جگر یابی

حزین از خود بیفشان دامنی، سیر دو عالم کن

سبکباری اگر چون بوی گل فیض سفر یابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵۸دوشینه دلم داشت به یاد تو سرودی
  2. شمارهٔ ۸۵۹ز دل غافلی یار جانی نباشی!
  3. شمارهٔ ۸۶۰ای خستهٔ بی قرار چونی؟
  4. شمارهٔ ۸۶۱به قید آب وگل ای جان ناتوان چونی؟
  5. شمارهٔ ۸۶۲حین طفت حول الحی اذ مررت بالجانی
  6. شمارهٔ ۸۶۳برده ست غمت، دست و دل ازکار، کجایی؟
  7. شمارهٔ ۸۶۴در قید غمم، خاطر آزاد کجایی؟
  8. شمارهٔ ۸۶۵خرابم از ادای شیوهٔ مستانهٔ چشمی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.