پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۴

کمند جذبه اش نگذاشت مجنونی به صحرایی

سواد شهر بند حلقهٔ زلف دلارایی

درین بستان سرا غیر از تو بی پروا نمی بینم

به رنگ و بوی گل در پرده ای بی پرده پیدایی

نمی دانم کجا سودا کنم نقد دل و دین را؟

تجلی کرده در هر ذره ای حسن دلارایی

نمی باشد رهایی قسمت مرغ نگاه من

بود هر حلقهٔ زلف تو را دام تماشایی

حزین از مردم بی غم دل افسرده ای دارم

به قربان سری گردم که دارد شور سودایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۶مرا دور از تو، گل در پیرهن خار است پنداری
  2. شمارهٔ ۸۴۷دل آشفته و دیده خونبار داری
  3. شمارهٔ ۸۴۸منت نکشد همّتم از دست دعایی
  4. شمارهٔ ۸۴۹نگذاشت نی به هوشم، از نالهٔ رسایی
  5. شمارهٔ ۸۵۰تو گر ابر نقاب از روی آتشناک برداری
  6. شمارهٔ ۸۵۱چرا ازشام زلف آن صبح تابان بر نمی آری؟
  7. شمارهٔ ۸۵۲به حسرت گفت با صیاد خون آغشته نخجیری
  8. شمارهٔ ۸۵۳خصم آسودگیم، ای غم جانان مددی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.