پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۷

دل آشفته و دیده خونبار داری

مگر با محبت سر و کار داری؟

که نشتر فرو برده، در مغز و جانت

که رگهای مژگان گهربار داری؟

وصالت نصیب است، یا آنکه چون من

دلی حسرت آگین دیدار داری؟

گل ناز پرورد من، بی قراری

همانا که در پیرهن خار داری

بگو، عاشقان رازداران عشقند

چو خود بی وفا یا وفادار داری؟

وفا پیشه یاری ست، یا آنکه چون خود

ستمگر، جفاجو، دل آزار داری؟

دل فارغ خویش را، نامسلمان

ز زلف که در قید زنار داری؟

شکسته ست خاری به دل چون حزینت

که بلبل صفت، نالهٔ زار داری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۹نگذاشت نی به هوشم، از نالهٔ رسایی
  2. شمارهٔ ۸۵۰تو گر ابر نقاب از روی آتشناک برداری
  3. شمارهٔ ۸۵۱چرا ازشام زلف آن صبح تابان بر نمی آری؟
  4. شمارهٔ ۸۵۲به حسرت گفت با صیاد خون آغشته نخجیری
  5. شمارهٔ ۸۵۳خصم آسودگیم، ای غم جانان مددی
  6. شمارهٔ ۸۵۴ز دام طره، شکنهای دلربا بنمای
  7. شمارهٔ ۸۵۵تا شکن از دور روزگار نیابی
  8. شمارهٔ ۸۵۶بکش خون دلم تا مستی بی دردسر یابی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.