پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴۵

ز کاوش مژه ى شوخ آتشین خویی

به سینه هر گل داغی ست چشم آهویی

پیاله می کشم امشب به طاق ابرویی

سبو کشان خرابات عشق را هویی

ز خون دیده دهم آب کوه و صحرا را

به یاد لالهٔ رخسار آشنا رویی

به شام هجر مرا ذوق اشک و آه بس است

چو شمع، شب نگذارم به خاک پهلویی

اجل به داد ز جان سیرگشتگان نرسید

مگر بلند کند عشق دست و بازویی

به این خوشیم که فارغ ز ننگ سامان است

سری که در غم عشق است وقفِ زانویی

از آن به تیرگی بخت خویش می نازم

که نسبتی بودش با سواد گیسویی

ز هوش برد جهان را فسانهٔ تو حزین

شبت دراز به سودای زلف جادویی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۷دل آشفته و دیده خونبار داری
  2. شمارهٔ ۸۴۸منت نکشد همّتم از دست دعایی
  3. شمارهٔ ۸۴۹نگذاشت نی به هوشم، از نالهٔ رسایی
  4. شمارهٔ ۸۵۰تو گر ابر نقاب از روی آتشناک برداری
  5. شمارهٔ ۸۵۱چرا ازشام زلف آن صبح تابان بر نمی آری؟
  6. شمارهٔ ۸۵۲به حسرت گفت با صیاد خون آغشته نخجیری
  7. شمارهٔ ۸۵۳خصم آسودگیم، ای غم جانان مددی
  8. شمارهٔ ۸۵۴ز دام طره، شکنهای دلربا بنمای
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.