پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۴

زان نور دیده، شد مژهٔ خون فشان تهی

از طایر مراد مباد آشیان تهی

رشک محبتم نگذارد نفس کشم

دل از حدیث شوق پر است و زبان تهی

ترسم رَوَد زِ یاد تو یکباره نام ما

ازکین ما مکن دل نامهربان تهی

خوش ظاهرند زاهد بی مغز و جوزِ پوچ

بیرون پر از فریب، ولیکن میان تهی

ساقی بیا به یک دو سبو دست ما بگیر

داریم ساغری، چو کف عاشقان تهی

نی را نوا نماند و جرس را صدا گرفت

ما را نشد ز ناله حزین ، استخوان تهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۶سرت گردم، نمی‌پرسی تو هم دیوانه‌ای داری؟
  2. شمارهٔ ۸۳۷خوش آنکه بزم حریفان کنون بیارایی
  3. شمارهٔ ۸۳۸ای روی تو را موج عرق آینه سازی
  4. شمارهٔ ۸۳۹افشاند نسیم سحری زلف نگاری
  5. شمارهٔ ۸۴۰ای سوختهٔ عشق چرا کم ز سپندی؟
  6. شمارهٔ ۸۴۱بر دیده کشم سرمه ز خاک کف پایی
  7. شمارهٔ ۸۴۲ای کعبهٔ جان از تو کلیسای فرنگی
  8. شمارهٔ ۸۴۳اگر از دیده ابنای زمان مستوری
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.