پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۹

افشاند نسیم سحری زلف نگاری

می خواست دماغ دل ما، بوی بهاری

تا بخت نصیب نظر پاک که سازد

برداشت صبا از سر کوی تو غباری

بی فایده رفت، آن همه اشکی که فشاندم

سیراب نکردم گل باغی، سر خاری

در مملکت طالع ما، صبح نخندد

ماییم و سواد سر زلف و شب تاری

بیم است که بی پرده کنم فاش غمت را

هجران تو نگذاشت به دل صبر و قراری

یار از نظر انداخت، دل زار حزین را

ای نالهٔ بی درد، نیامد ز تو کاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴۱بر دیده کشم سرمه ز خاک کف پایی
  2. شمارهٔ ۸۴۲ای کعبهٔ جان از تو کلیسای فرنگی
  3. شمارهٔ ۸۴۳اگر از دیده ابنای زمان مستوری
  4. شمارهٔ ۸۴۴کمند جذبه اش نگذاشت مجنونی به صحرایی
  5. شمارهٔ ۸۴۵ز کاوش مژه ى شوخ آتشین خویی
  6. شمارهٔ ۸۴۶مرا دور از تو، گل در پیرهن خار است پنداری
  7. شمارهٔ ۸۴۷دل آشفته و دیده خونبار داری
  8. شمارهٔ ۸۴۸منت نکشد همّتم از دست دعایی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.