پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۵

که گفتت گرد سر آن طرهٔ عنبرفشان بندی؟

ز ابر خط به خورشید قیامت سایه بان بندی

نمی آموزمت منع نگاه از دشمنان کردن

خدا ناکرده میترسم که چشم از دوستان بندی

کلید فتح مطلبها لب خاموش می باشد

در اقبال بگشاید، اگر قفل زبان بندی

به خون خواهد نشاندن، تیغ بی باک مکافاتش

چرا باید به کین خصم سنگین دل میان بندی؟

صباح شادمانی تحفه آرد، شکر و شیرت

اگر از خوردن غم های بی حاصل دهان بندی

حجاب از راه برخیزد، نقاب آن ماه بگشاید

اگر یک دم در دل را، به روی این و آن بندی

حزین ازگوشهٔ بیت الحزن بیرون منه پا را

تو با این بسته بالیها، چه طرف از بوستان بندی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۷خوش آنکه بزم حریفان کنون بیارایی
  2. شمارهٔ ۸۳۸ای روی تو را موج عرق آینه سازی
  3. شمارهٔ ۸۳۹افشاند نسیم سحری زلف نگاری
  4. شمارهٔ ۸۴۰ای سوختهٔ عشق چرا کم ز سپندی؟
  5. شمارهٔ ۸۴۱بر دیده کشم سرمه ز خاک کف پایی
  6. شمارهٔ ۸۴۲ای کعبهٔ جان از تو کلیسای فرنگی
  7. شمارهٔ ۸۴۳اگر از دیده ابنای زمان مستوری
  8. شمارهٔ ۸۴۴کمند جذبه اش نگذاشت مجنونی به صحرایی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.