پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۷

خوش آنکه بزم حریفان کنون بیارایی

ز عکس چهره می لاله گون بیارایی

برون ز پرده گر آیی، جهان بیاساید

به خاطری که درآیی، درون بیارایی

همین قدر ز تو نامهربان طمع دارم

که خاک تربت ما را به خون بیارایی

تو را فتاده غم جان کوهکن ورنه

به کاوش مژه ای، بیستون بیارایی

امیدم این بود ای چشم خون فشان از تو

ز لاله دامن دشت جنون بیارایی

دلم خراب رخ بی تکلفانهٔ توست

به حیرتم چه شود، چهره چون بیارایی؟

سرود مجلس دیر مغان ز توست حزین

به نغمه ای چه شود، ارغنون بیارایی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۹افشاند نسیم سحری زلف نگاری
  2. شمارهٔ ۸۴۰ای سوختهٔ عشق چرا کم ز سپندی؟
  3. شمارهٔ ۸۴۱بر دیده کشم سرمه ز خاک کف پایی
  4. شمارهٔ ۸۴۲ای کعبهٔ جان از تو کلیسای فرنگی
  5. شمارهٔ ۸۴۳اگر از دیده ابنای زمان مستوری
  6. شمارهٔ ۸۴۴کمند جذبه اش نگذاشت مجنونی به صحرایی
  7. شمارهٔ ۸۴۵ز کاوش مژه ى شوخ آتشین خویی
  8. شمارهٔ ۸۴۶مرا دور از تو، گل در پیرهن خار است پنداری
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.