پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۳

من رند خراباتم،سر مست و خراب اولی

وین عقل نصیحت گر، مغلوب شراب اولی

در خرقه نمی گنجم، با سبحه نمی سازم

ایام بهار آمد، ساقی می ناب اولی

بی عشق چه فیض آخر، از عمر توان بردن

هر جاکه دلی باشد، زان طره به تاب اولی

از برق جلال آمد، گلگونه جمالش را

نظارهٔ حسن او، در عین عتاب اولی

رندان قلندروش، از بزم برون رفتند

محفل چو شود خالی، خاموشی و خواب اولی

تا عمر بود بستان، از ساقی ما جامی

فرصت چو رود از دست، ای دوست شتاب اولی

این دل که حزین دارد، از خیل وفاکیشان

از آتش عشق او، در سینه کباب اولی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۵که گفتت گرد سر آن طرهٔ عنبرفشان بندی؟
  2. شمارهٔ ۸۳۶سرت گردم، نمی‌پرسی تو هم دیوانه‌ای داری؟
  3. شمارهٔ ۸۳۷خوش آنکه بزم حریفان کنون بیارایی
  4. شمارهٔ ۸۳۸ای روی تو را موج عرق آینه سازی
  5. شمارهٔ ۸۳۹افشاند نسیم سحری زلف نگاری
  6. شمارهٔ ۸۴۰ای سوختهٔ عشق چرا کم ز سپندی؟
  7. شمارهٔ ۸۴۱بر دیده کشم سرمه ز خاک کف پایی
  8. شمارهٔ ۸۴۲ای کعبهٔ جان از تو کلیسای فرنگی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.