پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۵

لوح دل را اگر از نقش دوبی ساده کنی

خاطر از خانقه و میکده آزاده کنی

هر سر خار بیابان شجر طور بود

دیده گر آینه حسن خداداده کنی

در خرابات به یک ساغر می نستانند

تکیه تا چند به این خرقه و سجاده کنی؟

چون صراحی همه مقبول مغان می گردد

سجده ای چند که در پای خم باده کنی

ای که خنگ فلکت زیر رکاب شرف است

چه شود گر نظری جانب افتاده کنی؟

تو به این حوصله، با عشق ستیزی هیهات

دل مگر درخور خیل غمش آماده کنی

چه کم از قدر تو ای خسرو خوبان گردد

گر نگاهی به حزین دل و دین داده کنی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۷تنگی از دل نرود تا تو میان نگشایی
  2. شمارهٔ ۸۲۸یک نفس نیست که خون در دل شیدا نکنی
  3. شمارهٔ ۸۲۹بر هر زمین که جلوه کنی آسمان کنی
  4. شمارهٔ ۸۳۰تو و زهد خشک زاهد، من و عشق و می پرستی
  5. شمارهٔ ۸۳۱کشیدی تیغ و ساغر، گشتی آتش، گفتیم چونی
  6. شمارهٔ ۸۳۲چو چشم آینه حیرانم از جمال کسی
  7. شمارهٔ ۸۳۳من رند خراباتم،سر مست و خراب اولی
  8. شمارهٔ ۸۳۴زان نور دیده، شد مژهٔ خون فشان تهی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.