پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۹

بر هر زمین که جلوه کنی آسمان کنی

می زیبدت که ناز به کون و مکان کنی

این لطف جلوه ای که ز سرو تو دیده ام

بر خاک اگر گذر فکنی پرنیان کنی

هر جا گشایی از پی دل زلف پرشکن

مرغان سدره را همه بی آشیان کنی

مشکین شود غزال نگاهت به یک نظر

ای کاش جیب بخت مرا سرمه دان کنی

ای عندلیب با تو مرا حقّ صحبت است

خواهم که خاک تربت ما گل فشان کنی

دزدد به کام خویش زبان، شمع انجمن

هر جا که شرح قصّهٔ سوز نهان کنی

گردد طراز دامن دشت جنون حزین

خونابه ای که از رگ مژگان روان کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۱کشیدی تیغ و ساغر، گشتی آتش، گفتیم چونی
  2. شمارهٔ ۸۳۲چو چشم آینه حیرانم از جمال کسی
  3. شمارهٔ ۸۳۳من رند خراباتم،سر مست و خراب اولی
  4. شمارهٔ ۸۳۴زان نور دیده، شد مژهٔ خون فشان تهی
  5. شمارهٔ ۸۳۵که گفتت گرد سر آن طرهٔ عنبرفشان بندی؟
  6. شمارهٔ ۸۳۶سرت گردم، نمی‌پرسی تو هم دیوانه‌ای داری؟
  7. شمارهٔ ۸۳۷خوش آنکه بزم حریفان کنون بیارایی
  8. شمارهٔ ۸۳۸ای روی تو را موج عرق آینه سازی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.