پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۱

مژگان نگر چو عربده جویان برآمده

خنجر به دست، بر زده دامان برآمده

شمشیرکین به کف، نگه کافر از فرنگ

آیا پی کدام مسلمان برآمده؟

زان آب تیغ، لاله هر زخم پیکرم

شاداب تر ز لعل بدخشان برآمده

زاهد بیاض گردن او بین و می بنوش

صبحی عجب ز چاک گریبان برآمده

سرتا به پا سرشتهٔ فیض است قامتش

این شاخ گل به کام بهاران برآمده

رو، شبچراغ دیده آشفته خاطران

در سر شراب، طره پریشان برآمده

می سوزد از حلاوت دشنام کام من

تلخ از دهان او شکر افشان برآمده

ریزم من اشک حسرت و بالد نهال او

سروش به آب دیده گریان برآمده

در نوبهار خط، لب او شد نگه فریب

ریحان به گرد چشمه ی حیوان برآمده

دارم به عشق خردهء جانی که چون شرار

از تاب و تب در آتش سوزان برآمده

در بر زره ز زلف و ز ابرو کشیده تیغ

در کشتنم ببین به چه سامان برآمده

اول بساط خویش به او عرضه کرده ام

هر جانبی به غارت ایمان برآمده

جوشید سیل گریه ات از دل اگر حزین

باز از تنور گرم تو طوفان برآمده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۳گر غمزه اش به یغما، دل را ز ما گرفته
  2. شمارهٔ ۸۱۴دل داغ تو را به جان گرفته
  3. شمارهٔ ۸۱۵در دیده نگاه تو که از جوش فتاده
  4. شمارهٔ ۸۱۶رسید از عرق آن شاخ گل گلاب زده
  5. شمارهٔ ۸۱۷رگ در تنم ز شورش سودا گسیخته
  6. شمارهٔ ۸۱۸به جلوه های رسا سرفراز می آیی
  7. شمارهٔ ۸۱۹سر چه باشد که تو در راه وفا نگذاری
  8. شمارهٔ ۸۲۰ای آنکه غم هجرکشیدن نتوانی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.