پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۳

گر غمزه اش به یغما، دل را ز ما گرفته

پیکان او به از دل، در سینه جا گرفته

در مکتب محبت، روشن سواد حسنم

تا از غبار خطش، چشمم جلا گرفته

نتوان به سر رسانید بی عشق زندگی را

از یاد قامت او، پیری عصا گرفته

افتاده در سر من شور از ملاحت او

در دیده ام نمک جا، چون توتیا گرفته

از شوق ما فتاده ست، در دام عشق عالم

امروز خون خلقی، دامان ما گرفته

گر کوس خسروانی دل می زند عجب نیست

آه من آسمان را زیر لوا گرفته

شوق از کفم ربوده چون بوی گل، عنان را

آمیزش غریبی، دل با صبا گرفته

تا ریشه هست در آب، بیم از خزان نباشد

در اشک، نخل آهم، نشو و نما گرفته

خاطر ز دور گردون آلودهٔ غبار است

آیینه گرد کلفت، زین آسیا گرفته

دل تنگیم نداند، جز سینه پاره کردن

عریان تنی گریبان، از دست ما گرفته

خاریست گشته گلگون از خون رهنوردان

شمعی که عشق ما را در پیش پا گرفته

از سینه تا که رفته، بازش خیال من نیست

بیگانگی دلم یاد، از آشنا گرفته

از نسخه چمن زد، حسن تو انتخابی

از خار تندخویی، ازگل وفا گرفته

انجام خط فزودی بر خاکمال دل ها

حسنت ستمگری را از ابتدا گرفته

از دیده ام به گلشن، نگذاشت پای بیرون

نظاره ز اشک گلگون، پا در حنا گرفته

آهم حزین نماید، ابر شفق نگاری

کز برق جلوهٔ او، رنگم هوا گرفته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۵در دیده نگاه تو که از جوش فتاده
  2. شمارهٔ ۸۱۶رسید از عرق آن شاخ گل گلاب زده
  3. شمارهٔ ۸۱۷رگ در تنم ز شورش سودا گسیخته
  4. شمارهٔ ۸۱۸به جلوه های رسا سرفراز می آیی
  5. شمارهٔ ۸۱۹سر چه باشد که تو در راه وفا نگذاری
  6. شمارهٔ ۸۲۰ای آنکه غم هجرکشیدن نتوانی
  7. شمارهٔ ۸۲۱گاهی به نگاهی دل ما شاد نکردی
  8. شمارهٔ ۸۲۲ای عهد شکن، با تو اگر کار نبودی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.