پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۲

نمی بینم کسی از آشنارویان به جا مانده

در این غربت همین آیینهٔ زانو به ما مانده

جدا از نعمت دیدار آن شیرین دهان، چشمم

تهی چون کاسهٔ دریوزه در دست گدا مانده

به حسرت تا کشید از سینه ام صیاد پیکان را

دلم ماند به آن یاری که از یاری جدا مانده

ز دامان وصال او بهاری در نظر دارم

که رنگی بر کف مژگان از آن گلگون قبا مانده

نمی گردد دل سختش تهی از کینه عاشق

ز ما تا مشت خاکی درکف باد صبا مانده

برآ از خرقه، ای فقر همایون، سرفرازی کن

که دولت زبر بار منت بال هما مانده

پرافشانی کن ای مرغ دل آزاده در گلشن

که زاهد از ردا و سبحه در دام ریا مانده

ز کار بسته دل چون جرس پیوسته نالانم

خجل در عقدهٔ من ناخن مشکل گشا مانده

حزین خسته دل را ای محبت خوار نگذاری

که این مرغ پریشان نغمه، از گلزارها مانده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۴دل داغ تو را به جان گرفته
  2. شمارهٔ ۸۱۵در دیده نگاه تو که از جوش فتاده
  3. شمارهٔ ۸۱۶رسید از عرق آن شاخ گل گلاب زده
  4. شمارهٔ ۸۱۷رگ در تنم ز شورش سودا گسیخته
  5. شمارهٔ ۸۱۸به جلوه های رسا سرفراز می آیی
  6. شمارهٔ ۸۱۹سر چه باشد که تو در راه وفا نگذاری
  7. شمارهٔ ۸۲۰ای آنکه غم هجرکشیدن نتوانی
  8. شمارهٔ ۸۲۱گاهی به نگاهی دل ما شاد نکردی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.