پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۹

خوش تلخ عتاب آمده ای حرف به جا چه؟

نوشین لبت اغیار مکیدند به ما چه؟

منت چه گذاری تو به ما پیش حریفان؟

شمع دگرانی، به مزار شهدا چه؟

خونم به تو ثابت شده حاشا چه نمایی؟

چشم تو نزد تیغ گرفتم، مژه ها چه؟

ازشکوه و شکرم به میان فتنه گری چیست؟

من دانم و دلدار، رقیبان به شما چه؟

زان شبرو طرارگرفتم خبر دل

پیچید به خود زلفش و می گفت کجا؟ چه؟

من بر سر راه خودم از ناله سرایی

گر قافله را راه شود گم به درا چه؟

از عزت ناقص نرسد نقص به کامل

بت گر بپرستید جهانی به خدا چه؟

در خانهٔ همسایه چه ماتم چه عروسی

گر مات شود شه، شده باشد، به گدا چه؟

از ساقی و می ای دل افسرده چه نالی؟

کار اجل است این، به طبیب و به دوا چه؟

طرف از رقم خویش نبندند قلمها

از نافهٔ مشکین به غزالان ختا چه؟

آسوده حزین است که رهزن سر یغما

با قافله دارد، به من بی سر و پا چه؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۱مژگان نگر چو عربده جویان برآمده
  2. شمارهٔ ۸۱۲نمی بینم کسی از آشنارویان به جا مانده
  3. شمارهٔ ۸۱۳گر غمزه اش به یغما، دل را ز ما گرفته
  4. شمارهٔ ۸۱۴دل داغ تو را به جان گرفته
  5. شمارهٔ ۸۱۵در دیده نگاه تو که از جوش فتاده
  6. شمارهٔ ۸۱۶رسید از عرق آن شاخ گل گلاب زده
  7. شمارهٔ ۸۱۷رگ در تنم ز شورش سودا گسیخته
  8. شمارهٔ ۸۱۸به جلوه های رسا سرفراز می آیی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.