پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۸

صبوحی از چمن مستانه پیراهن قبا کرده

چو بوی گل گذشتی تکیه بر دوش صبا کرده

به مغز نوبهار از عطر گیسو عطسه افکنده

دماغ غنچه را از بوی سنبل مشکسا کرده

غزالان حرم را سر به صحرا داده از وحشت

نگاه سرمه سا را آهوی دشت ختا کرده

ز خط عنبرین خورشید را درمشک تر بسته

ز زلف پر شکن صد عقده در کار صبا کرده

دهن را در لطافت موج گرداب بقا گفته

کمر را معنی باریک دیوان ادا کرده

کباب دل ز شور گفتگویت در نمک خفته

تبسم را چو موج نکهت می نشئه زاکرده

به کف تیغ تغافل، طرف دامن بر میان بسته

ز خون بی گناهان کوی خود را کربلا کرده

ز ابرو زخمها بر تارک تیغ قدر رانده

به مژگان رخنه ها در سینهٔ تیر قضا کرده

حرامم باد بی لعل تو ذوق میگساریها

به جای باده خون در ساغرم ساقی به جا کرده

زموج می تبسم در لبت رشک شفق گشته

صبوحی زن به رنگ صبح ییراهن قبا کرده

گریبان چاک و سرخوش همچو نرگس جام می در کف

چو گل ته پیرهن، بند قبای ناز وا کرده

کمند ناز درگردن، ز کاکل مست رعنایی

به تقریب نگه، چشم سیه را فتنه زا کرده

حزین از هر سر مویی روان دارد شط خونی

نمی دانی که مژگان تو با جانش چها کرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۰دوشین چو شفق بودم، خون جگر آلوده
  2. شمارهٔ ۸۱۱مژگان نگر چو عربده جویان برآمده
  3. شمارهٔ ۸۱۲نمی بینم کسی از آشنارویان به جا مانده
  4. شمارهٔ ۸۱۳گر غمزه اش به یغما، دل را ز ما گرفته
  5. شمارهٔ ۸۱۴دل داغ تو را به جان گرفته
  6. شمارهٔ ۸۱۵در دیده نگاه تو که از جوش فتاده
  7. شمارهٔ ۸۱۶رسید از عرق آن شاخ گل گلاب زده
  8. شمارهٔ ۸۱۷رگ در تنم ز شورش سودا گسیخته
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.