پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۵

لعل لب او تا به لب جام رسیده

جان بر لبم از رشک به ناکام رسیده

خجلت به گلاب ار دهد اشکش عجبی نیست

چشمی که به آن عارض گلفام رسیده

حیرت کند از قطره آبی که گهر راست

هر کس به غلط بخشی ایام، رسیده

زد چاک ز باد سحری جامه جان را

از غنچه بپرسید، چه پیغام رسیده

آتش نَفَسان شمعِ نهانخانهٔ خاکند

نوبت به من تیره سرانجام رسیده

گر شیوه پرواز ندانم عجبی نیست

بال و پر من در شکن دام رسیده

هر راهروی می‌رسد انجام به منزل

دل بس که تپیده‌ست به آرام رسیده

کو صبح نشاطی که دمی شاد برآرم؟

چون شمع سحر روز مرا شام رسیده

مانده‌ست نشانی که ز من رنگ پریده‌ست

خورشید حیاتم به لب بام رسیده

جز سوختنم شمع صفت کار دگر نیست

شادم که مرا کار به انجام رسیده

چیزی که به یادش نرسد دوری خویش است

هر کس به وصال تو دلارام رسیده

پیداست حزین از سخنت گرمی شوقی

جوشیده بسی تا که می خام رسیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۷سحر آمد ندا ز میخانه
  2. شمارهٔ ۸۰۸صبوحی از چمن مستانه پیراهن قبا کرده
  3. شمارهٔ ۸۰۹خوش تلخ عتاب آمده ای حرف به جا چه؟
  4. شمارهٔ ۸۱۰دوشین چو شفق بودم، خون جگر آلوده
  5. شمارهٔ ۸۱۱مژگان نگر چو عربده جویان برآمده
  6. شمارهٔ ۸۱۲نمی بینم کسی از آشنارویان به جا مانده
  7. شمارهٔ ۸۱۳گر غمزه اش به یغما، دل را ز ما گرفته
  8. شمارهٔ ۸۱۴دل داغ تو را به جان گرفته
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.