فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ یک عمر به سر بردیم، با ناله و افغانها
- شمارهٔ ۲ تا ز خاک مقدمت کردیم روشن دیده را
- شمارهٔ ۳ ندهد دست اگر دولت دیدار مرا
- شمارهٔ ۴ جلوه گر خواهی چو در آئینه روی خویش را
- شمارهٔ ۵ از چه بر دنیا و اهلش اتکا باشد مرا؟
- شمارهٔ ۶ دو چشم مست تو، بیمِی، خرابتر ز من است
- شمارهٔ ۷ آنکه چون آئینه نبود محو رخسار تو کیست؟
- شمارهٔ ۸ رخ تو، آینه دار جمال جانان است
- شمارهٔ ۹ دیدم چو باغ دل را، بی عارضت صفا نیست
- شمارهٔ ۱۰ مفتیان شهر را گر چشم ظاهر روشن است
- شمارهٔ ۱۱ در آ، به بزم محبت که هر چه هست، اینجاست
- شمارهٔ ۱۲ عاشقی کار طفل یکشبه نیست
- شمارهٔ ۱۳ درد سر هجر از سر ما، کم شدنی نیست
- شمارهٔ ۱۴ هر که آمد در جهان پست و رفت
- شمارهٔ ۱۵ یار رقیب دیده، سزایش ندیدن است
- شمارهٔ ۱۶ سرکشی چندان که از تقدیر کردن مشکل است
- شمارهٔ ۱۷ هر کجا هست دل آزار، دل زاری هست
- شمارهٔ ۱۸ چه شد که کشور ما وادی خموشان است؟
- شمارهٔ ۱۹ آن چشم مست را که دو صد چشم در پی است
- شمارهٔ ۲۰ ز آن پیشتر، که چرخ گشاید کتاب صبح
- شمارهٔ ۲۱ از بس که آفریده گلت را خدا ملیح
- شمارهٔ ۲۲ در گلشنی که از گل رویت سخن رود
- شمارهٔ ۲۳ به قصدم ز ابرو و مژگان بتی تیر و کمان دارد
- شمارهٔ ۲۴ در جهان زاغ اگر دعوی شهباز کند
- شمارهٔ ۲۵ شب به اشک چشم من او را نگاه افتاده بود
- شمارهٔ ۲۶ گر به دل آتش عشق تو شررها دارد
- شمارهٔ ۲۷ چون همدم اغیار منافق نتوان بود
- شمارهٔ ۲۸ به حکم آنکه نادان همسر دانا نخواهد شد
- شمارهٔ ۲۹ گر دل آیینه رویت را مجسم میکند
- شمارهٔ ۳۰ عاشق صادق ای جوان، بند هوس نمیشود
- شمارهٔ ۳۱ ز خاک تا که گل و ضیمران برآمدهاند
- شمارهٔ ۳۲ ای دل ز قید هستی، آزاد بود باید
- شمارهٔ ۳۳ هرچه میگردد سر زلف تو لرزان بیشتر
- شمارهٔ ۳۴ دلا یکدم برآور ناله ای مانند چنگ آخر
- شمارهٔ ۳۵ ای ساحت قدس همدان، ای چمن عشق
- شمارهٔ ۳۶ بیا، که دیده گذارم تو را بجای قدم
- شمارهٔ ۳۷ هر زمان یاد از شکنج زلف جانان میکنم
- شمارهٔ ۳۸ ز دوری تو، ملالی که داشتم، دارم
- شمارهٔ ۳۹ خرم آن روز که بودیم من و او با هم
- شمارهٔ ۴۰ تا شد سرم ز آتش سودا گرم
- شمارهٔ ۴۱ تو را گر هست واجب بهر قتل من کمر بستن
- شمارهٔ ۴۲ بی سبب نیست که تنگ است دل غافل من
- شمارهٔ ۴۳ صلح در هر جا نهد پا، میرود جنگ از میان
- شمارهٔ ۴۴ تو را گفتم که همچون جان شیرین، همدمم باشی
- شمارهٔ ۴۵ در این زمانه نخواهم شد آشنای کسی
- شمارهٔ ۴۶ دیشب، مَهِ من! انجمن آرای که بودی؟
- شمارهٔ ۴۷ اگر فکر دل زاری نکردی
- شمارهٔ ۴۸ تا ز نور معرفت در دل صفا را ننگری
متن اشعار به نقل از گنجور.