پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

در جهان زاغ اگر دعوی شهباز کند

مشت خود را بر مرغان چمن باز کند

ز آنکه شهباز نه تنها هنرش پرواز است

ورنه هر مرغ توانست که پرواز کند

کار هر بوالهوسی نیست دم از عشق زند

ساحر اینجا نتوان دعوی اعجاز کند

خواجه شو، بنده حرص و طمع و آز مباش

ای بسا فتنه که حرص و طمع و آز کند

تا دل از قید تعلق نشد آزاد چو سرو

خویشتن را نتوانست سرافراز کند

آنکه نادم شود از کردهٔ خویش آخر کار

فکر انجام خود آن به که ز آغاز کند

مرغ حقگو چو ز حق گفتن خود گشت خموش

جغد، جا در صف مرغان خوش‌آواز کند

(صابر) این آن غزل نغز (غمام) است که گفت

«چون نسیم سحری پرده گل باز کند»

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶گر به دل آتش عشق تو شررها دارد
  2. شمارهٔ ۲۷چون همدم اغیار منافق نتوان بود
  3. شمارهٔ ۲۸به حکم آنکه نادان همسر دانا نخواهد شد
  4. شمارهٔ ۲۹گر دل آیینه رویت را مجسم می‌کند
  5. شمارهٔ ۳۰عاشق صادق ای جوان، بند هوس نمی‌شود
  6. شمارهٔ ۳۱ز خاک تا که گل و ضیمران برآمده‌اند
  7. شمارهٔ ۳۲ای دل ز قید هستی، آزاد بود باید
  8. شمارهٔ ۳۳هرچه می‌گردد سر زلف تو لرزان بیشتر
همه‌ی غزلیات ←

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.