پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷

چون همدم اغیار منافق نتوان بود

دور از بر یاران موافق نتوان بود

ز نهار ز دیدار بد اندیش بپرهیز

زیرا که بر این منظره شایق نتوان بود

جز بر رخ معشوق که آیینهٔ عشق است

دل شیفته و مایل عاشق نتوان بود

با سیرت بد، فایده ی صورت خوش چیست؟

مانند گل سرخ شقایق نتوان بود

عذرا روشی تا نبرد دین و دل از کس

آگه خبر از حالت وامق نتوان بود

از صدق و صفا هیچ نکوتر عملی نیست

هر چند زمانی است که صادق نتوان بود

بر خلق خدا ظلم روا می نتوان داشت

هم مسلک یک سلسله سارق نتوان بود

آنانکه بسر منزل مقصود رسیدند

گفتند که پا بست علایق نتوان بود

از (صابر) دلخسته بگوئید بیاران

صامت بنشینید که ناطق نتوان بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹گر دل آیینه رویت را مجسم می‌کند
  2. شمارهٔ ۳۰عاشق صادق ای جوان، بند هوس نمی‌شود
  3. شمارهٔ ۳۱ز خاک تا که گل و ضیمران برآمده‌اند
  4. شمارهٔ ۳۲ای دل ز قید هستی، آزاد بود باید
  5. شمارهٔ ۳۳هرچه می‌گردد سر زلف تو لرزان بیشتر
  6. شمارهٔ ۳۴دلا یکدم برآور ناله ای مانند چنگ آخر
  7. شمارهٔ ۳۵ای ساحت قدس همدان، ای چمن عشق
  8. شمارهٔ ۳۶بیا، که دیده گذارم تو را بجای قدم
همه‌ی غزلیات ←

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.