پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

ز خاک تا که گل و ضیمران برآمده‌اند

به یاد روی تو در گلسِتان برآمده‌اند

به کام غنچه و گل زعفران که ریخته است؟

که در تبسم از آن زعفران برآمده‌اند

کدام سنگدلی را هوای گلچین است

که بلبلان چمن در فغان برآمده‌اند؟

همیشه سِیرِ تکامل نصیب گل‌هایی است

که تحت تربیت باغبان برآمده‌اند

که می‌چمد به چمن کز نوید پیک نسیم

شکوفه‌ها به رهش گل‌فشان برآمده‌اند

نشانه‌هاست که خار و گل و گیاه چمن

ز خاک در طلب پی نشان برآمده‌اند

(فرات) و (پرتو) و (مفتون) و (رنجی) و (صابر)

در این معامله خوش ز امتحان برآمده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳هرچه می‌گردد سر زلف تو لرزان بیشتر
  2. شمارهٔ ۳۴دلا یکدم برآور ناله ای مانند چنگ آخر
  3. شمارهٔ ۳۵ای ساحت قدس همدان، ای چمن عشق
  4. شمارهٔ ۳۶بیا، که دیده گذارم تو را بجای قدم
  5. شمارهٔ ۳۷هر زمان یاد از شکنج زلف جانان می‌کنم
  6. شمارهٔ ۳۸ز دوری تو، ملالی که داشتم، دارم
  7. شمارهٔ ۳۹خرم آن روز که بودیم من و او با هم
  8. شمارهٔ ۴۰تا شد سرم ز آتش سودا گرم
همه‌ی غزلیات ←

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.