پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

هرچه می‌گردد سر زلف تو لرزان بیشتر

می‌شود جمعیت دل‌ها پریشان بیشتر

شب به یاد طره‌ات با دل کشاکش داشتم

زین کشاکش، دل پریشان شد، من از آن بیشتر

از دو زلفت تیره‌روزی شد نصیب اهل دل

صدمهٔ کافر رسد بر اهل ایمان بیشتر

نیست زاندوه و غمت دل را پذیرایی دریغ

میزبان شاد است باشد هرچه مهمان بیشتر

دیدن ماه رخت بر اشک شوق من فزود

جزر و مدّ یم شود از ماه تابان بیشتر

تا نگویی بر رخت آیینه حیران است و بس

من دلی دارم، بود ز آیینه حیران بیشتر

هیچ می‌دانی چرا جان را نثارت می‌کنم؟

تا یقین گردد تو را می‌خواهم از جان بیشتر

(صابر) از دامان جانان دست حاجت برمدار

درد کم گردد اگر کوشی به درمان بیشتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵ای ساحت قدس همدان، ای چمن عشق
  2. شمارهٔ ۳۶بیا، که دیده گذارم تو را بجای قدم
  3. شمارهٔ ۳۷هر زمان یاد از شکنج زلف جانان می‌کنم
  4. شمارهٔ ۳۸ز دوری تو، ملالی که داشتم، دارم
  5. شمارهٔ ۳۹خرم آن روز که بودیم من و او با هم
  6. شمارهٔ ۴۰تا شد سرم ز آتش سودا گرم
  7. شمارهٔ ۴۱تو را گر هست واجب بهر قتل من کمر بستن
  8. شمارهٔ ۴۲بی سبب نیست که تنگ است دل غافل من
همه‌ی غزلیات ←

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.