پرش به محتوای اصلی
صابر همدانی صابر همدانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

ای ساحت قدس همدان، ای چمن عشق

جان برخی خاک تو، که هستی وطن عشق

هر قطعه ای از خاک تو خلدی است مصفا

کز خاطر عشاق زداید محن عشق

تل و دمن خرم و سبزت زده پهلو

در عالم اندیشه بتل و دمن عشق

هر لاله که از دامن الوند تو روید

زیبنده بود بر تن او پیرهن عشق

تا منظر زیبای تو شد از نظرم دور

نشنیده کسی از دهن من سخن عشق

از فرقت یاران هم آهنگ و وفا کیش

دور از تو شدم ساکن بیت الحزن عشق

هر یک ز معاریف تو در عالم عرفان

خون خورده و نو کرده حدیث کهن عشق

ز آثار بزرگان و اساتید علومت

جاری است بهر عصر و زمانی سنن عشق

اندر کنفت (عین قضاة) این شرفت بس

کامروز توئی مدفن خونین کفن عشق

آرامگه (بوعلی) و بقعه ی (بابا)

آن مخزن حکمت بود، این انجمن عشق

شعر شعرای تو زند راه دل خلق

آنسان که بود حسن بتان راهزن عشق

رفت از همدان (صابر)و، گوئی که برون شد

از هند سخن طوطی شکرشکن عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷هر زمان یاد از شکنج زلف جانان می‌کنم
  2. شمارهٔ ۳۸ز دوری تو، ملالی که داشتم، دارم
  3. شمارهٔ ۳۹خرم آن روز که بودیم من و او با هم
  4. شمارهٔ ۴۰تا شد سرم ز آتش سودا گرم
  5. شمارهٔ ۴۱تو را گر هست واجب بهر قتل من کمر بستن
  6. شمارهٔ ۴۲بی سبب نیست که تنگ است دل غافل من
  7. شمارهٔ ۴۳صلح در هر جا نهد پا، میرود جنگ از میان
  8. شمارهٔ ۴۴تو را گفتم که همچون جان شیرین، همدمم باشی
همه‌ی غزلیات ←

صابر همدانی درباره‌ی صابر همدانی

اسدالله صنیعیان فرزند محمدهادی متخلص به «صابر» و مشهور به «صابر همدانی» زادهٔ ۱۲۸۲ شمسی در شهر همدان، درگذشتهٔ ۲۲ اردیبهشت ۱۳۳۵ شمسی در تهران و به خاک سپرده شده در گورستان امامزاده عبدالله شهر ری شاعر ایرانی است. وی در كودكى پدرش را از دست داد. از همان اوان كودكى بر اثر مطالعهٔ دیوان حافظ، ذوق سرودن شعر در وى پدیدار گ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.